داغ‌ترین‌ها

پشت پرده و اهداف ناگفته حمله به مقر نیروهای مقاومت در «الدوره» بغداد

پشت پرده و اهداف ناگفته حمله به مقر نیروهای مقاومت در «الدوره» بغداد

Jul 11, 2020

27 بازدید

0 نظر

به نظر می رسد، نخست وزیر عراق با این اقدام درپی رساندن پیام هایی به همه طرف های متعدد است که اولین آن، «تروریست» یا «همپای تروریست» جلوه دادن نیروهای مقاومت عراقی است، چون در غیر این صورت چه نیازی به استفاده از نهاد مبارزه با تروریسم در این عملیات بود.

بامداد پنج شنبه ۲۵ ژوئن اخباری مبنی بر حمله نیروهای وابسته «دستگاه مبارزه تروریسم» عراق به دستور «مصطفی الکاظمی» نخست وزیر و فرمانده کل نیروهای مسلح این کشور، به یکی از کارگاه های اسلحه سازی گروه های مقاومت عراقی وابسته به «الحشد الشعبی» در منطقه «الدوره» در منطقه «الخضراء» بغداد و بازداشت تعدادی از نیروهای آن منتشر کردند.

در ادامه خبرها و فیلم هایی از حضور نیروهای «الحشد الشعبی» در منطقه الخضراء در واکنش به این اقدام منتشر شد. پس از آن نیز رسانه ها اخبار و تصاویری از آزادی افراد بازداشت شده منتشر کردند که به ظاهر نشان دهنده پایان ماجرا بود.

درحالی که این رخداد دارای ابعاد مختلف و متعدد و اهداف پنهان خطرناک و تبعات بلند مدتی است که ملزم می کند، به دقت مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد.

این مطلب تلاش دارد، ابعاد این حادثه و اهداف پشت پرده مورد نظر از آن را تا آنجا که در حوصله مقال بگنجد، شفاف سازی و ابهام زدایی کند.

اولین مورد توجه در این حادثه استفاده الکاظمی از نیروهای نهاد مبارزه با تروریسم در یورش به کارگاه وابسته به الحشد الشعبی و بازداشت نیروهای آن است.

به نظر می رسد، نخست وزیر عراق با این اقدام درپی رساندن پیام هایی به همه طرف های متعدد است که اولین آن، «تروریست» یا «همپای تروریست» جلوه دادن نیروهای مقاومت عراقی است، چون در غیر این صورت چه نیازی به استفاده از نهاد مبارزه با تروریسم در این عملیات بود.

دومین نکته «بزرگ نمایی» و «تمرکز» روی فعالیت نیروهای مقاومت در این مقر است. رصد اخبار و گزارش های مربوط به این حادثه نشان می دهد،   در تمامی آنها به «ساخت موشک» و «ساخت سلاح» به عنوان فعالیت اساسی این مقر و نیروهای مستقر در آن اشاره و پیام های به نحوی به مخاطب القا شده اند که پوششی توجیهی و حمایتی از این اقدام در افکار عمومی ایجاد شود و در عین حال نگاه حاکم بر جامعه در همراهی و همسویی با الحشد الشعبی و گروه های مقاومت را تغییر دهند و این تنها افکار عمومی داخلی در عراق را شامل نمی شود، بلکه جامعه بین المللی را در برمی گیرد.


سومین نکته اینکه از این اقدام مصطفی الکاظمی اینگونه برداشت می شود که وی صرف نظر از اقدام نظامی، جنگی روانی – تبلیغاتی را علیه گروه های مقاومت عراقی در دو سطح داخلی و بین المللی به راه انداخته که هدف آن تنها تخریب وجهه نیروهای مقاومت و بر باد دادن دستاوردهای آنها در مبارزه با تروریسم تکفیری داعش نیست، بلکه تنزل مقام و منزلت مقاومت به مرتبه و جایگاه گروه های تروریستی است، به ویژه آنکه اتهام حملات موشکی و راکتی به سفارتخانه های خارجی در بغداد نیز به این گروه ها وارد شده، اما دریغ از تصویر، گزارش، خبر یا فیلم مستندی که به پیوست این ادعاها ارائه شود و درستی آنها را به اثبات برساند، درحالی که غیبت و جای خالی «اعلام الحربی» در پوشش رسانه ای این عملیات، برخلاف تمام عملیات های نیروهای مسلح و امنیتی عراق مشهود و سوال برانگیز بود.

چهارمین نکته اینکه حمله به نیروهای مقاومت چنان تدارک و پیاده شد و چنان از دلایل و اسباب آن صحبت شد و چنان اقدام نخست وزیر عراق توجیه شد، گویی مصطفی الکاظمی که نامش در عراق با فعالیت‌ های امنیتی و اطلاعاتی گره خورده و زمانی ریاست سازمان امنیت و اطلاعات عراق را برعهده داشته، از فعالیت های الحشد الشعبی و گروه های مقاومت این کشور بی خبر بوده که حالا با دریافت اطلاعاتی مبنی بر ساخت سلاح در فلان مقر مقاومت، نیروی مبارزه با تروریسم را برای تصرف آن به خدمت بگیرد.

پنجمین نکته، در اینجا این سوال مطرح می شود که آیا واقعا الکاظمی غیر از اقدام نظامی، گزینه دیگری جهت تعامل با این قضیه نداشته است؟ آیا اگر مسئله را با رهبران صف اول مقاومت مطرح می کرد و از آنها می خواست، خود به این قضیه رسیدگی کنند، به نتیجه ای بهتر از آنچه اکنون رسیده، دست نمی یافت؟

ششمین نکته، دستور حمله در مقطعی از زمان داده شد که موضوع تحریم تسلیحاتی و نظامی ایران به عنوان کشوری حامی تروریسم در منطقه روی میز شورای امنیت است و آمریکا و متحدینش در این شورا تلاش می کنند، قطعنامه تحریم را به تصویب اعضا برسانند و چه مصداقی بهتر از این که از یک سو، گروه های مقاومت و الحشد الشعبی به عنوان بخشی از محور مقاومت منطقه و وفادار به ایران نیرویی تروریست معرفی شوند و از سوی دیگر، وادار به تسلیم سلاح اشان شوند. شیخ «قیس خزعلی»، دبیرکل «عصائب اهل» به خوبی به این نکته پی برده بود، لذا در بیانیه اش بمناسبت حادثه الدوره، تاکید کرد، مقاومت عراق سلاحش را تنها به حضرت ولی عصر(عج) تقدیم خواهد کرد و تا آن زمان هیچ کس نمی تواند، سلاح مقاومت را از دستش بگیرد.


هفتمین نکته، این سوال بسیار مهم مطرح است که چرا مصطفی الکاظمی در برهه زمانی دستور حمله و بازداشت نیروهای مقاومت داد که عراق به لحاظ امنیتی با شرایط خطرناکی مواجه است، از یک سو شیوع ویروس کرونا تمام دستگاه های حکومتی و سازمان های نیمه دولتی و نهادهای مردمی از جمله الحشد الشعبی را درگیر کرده و کشور را فلج و زمین گیر کرده است. از سوی دیگر، مرزهای شمالی عراق با تجاوز نظامی ترکیه و لشکرکشی علنی آنکارا به اقلیم کردستان مواجه است و از جهتی از مرزهای غربی نیز هر روز اخباری مبنی بر تدارکات داعش جهت از سرگیری فعالیت های تروریستی اش در عراق به گوش می رسد، در چنین شرایطی این سوال مطرح است، تضعیف مقاومت و الحشد الشعبی به سود کیست و منافع و مصالح چه طرفی را در عراق تامین می کند؟

هشتمین نکته، تایید مصطفی الکاظمی جهت تصدی پست نخست وزیری و مکلف شدن به تشکیل کابینه براساس توافقاتی داخلی بین گروه ها و جریان های عراقی از جمله الحشد الشعبی بود. یکی از بندهای مورد توافق با الحشد الشعبی ادامه حضور در صحنه جهادی و فعالیت نظامی گروه های مقاومت در دفاع از تمامیت ارضی عراق تا خروج نظامیان خارجی از جمله نظامیان آمریکایی از این کشور بود، درحالی که الکاظمی با این اقدام خود ثابت کرد، تلاش اول او برای جلب اعتماد الحشد الشعبی  نیرنگ و فریب بوده است و این پل های اعتماد فیما بین را به طور کامل از بین می برد.

نهمین نکته، درحالی الکاظمی اقدام خود را اقدامی صد در صد عراقی توصیف کرده که شاهدان عینی و نیروهای بازداشت شده تاکید می کنند، در شب حمله به مقر الحشد الشعبی در الدوره بغداد ۵ دستگاه خودرو هامر حامل نظامیان آمریکایی نیز در محل حضور داشته و نیروهای مبارزه با تروریسم را همراهی می کردند و این تعارضی آشکار با اظهارات الکاظمی دارد که هرگونه دخالت آمریکایی ها در این قضیه را رد می کند.


دهمین نکته، نیروهای مقاومت درحالی آزاد شدند که الکاظمی بازداشت آنها را خطا و خبرهای مربوط به قصد این نیروها در حمله به سفارتخانه های خارجی در بغداد در شب حادثه را اشتباه توصیف کرده بود، سوال این است، این اخبار را چه کسی و با چه هدفی در اختیار الکاظمی گذاشته بود؟ برای کسی که سال ها در دستگاه های امنیتی مشغول به کار بوده، فهم خبر کذب از خبر موثق نباید مشکل باشد، آیا واقعا الکاظمی باور کرده بود که نیروهای مقاومت قصد حمله موشکی به سفارتخانه های خارجی در بغداد را دارند؟ این اخبار از چه منبعی در اختیار وی گذاشته شده بود که او را ملزم به اطاعت می کرد؟ آیا این یک اطلاع رسانی صرف بود یا سناریوی از پیش طراحی شده بود که می بایست اجرا شود؟

دهمین نکته، حمله به مقر الحشد الشعبی در زمانی صورت گرفت که سخنگوی دولت عراق چند روز قبل از قصد الکاظمی جهت سفر به آمریکا خبر داده بود، همچنین بغداد و کاخ سفید خود را برای آغاز دور جدیدی از مذاکرات راهبردی آماده می کنند و به نظر می رسد، با این اقدام الکاظمی تلاش کرده خود را در محدود کردن گروه های مقاومت به آمریکایی ها موفق نشان دهد و خوش خدمتی اش را به آنها ثابت کند. از سوی دیگر، با تضعیف گروه های مقاومت اثرگذاری آنها بر روند مذاکرات راهبردی آمریکا و عراق را تا جای ممکن کم رنگ کند.

خلاصه سخن

آنچه به آن اشاره شد، بخشی از اهداف و پشت پرده حادثه الدوره بود و بنابر تاکید رهبران مقاومت در عراق این حادثه سرآغاز رخدادها و حوادث دیگری در این کشور و مرحله ای جدید در عراق است که هوشیاری و بیداری هرچه بیشتر مقاومت را می طلبد.

Iuvm Press

مطالب مشابه

بیشتر ببینید
مجموعه پوستر/ مجاهدان خستگی ناپذیر

یمن در وضعیت انفجاری

ایستاده ایم!

قاتلان آزاد ، تهدیدی برای جهان

آل سعود؛ عامل ایجاد فتنه در خاورمیانه

ویدئوگرافیک/ شبی که اشغالگران آمریکایی در صدد آتش زدن بغداد بودند!

ای کشته دور از وطن...

اینفوگرافی/ چرا عراق با افزایش شدید ابتلا به کرونا روبه رو شده است ؟

ویدئوگرافیک/ اهانت بی شرمانه سعودی به مرجعیت دینی و خشم و انزجار ملت عراق

حریم نقض شده ی هوایی

تداوم حمایت مالی و لجستیکی داعش در عراق

ممانعت رژیم صهیونیستی از سازش حماس و فتح

خشم عراقی‌ها از هتاکی رسانه سعودی به آیت الله سیستانی

دیدار نخست‌وزیر عراق

فرزندان ایران...

آمریکا مجرم شد

اجماع علیه آمریکا…

ایران و عراق جدا شدنی نیستند

نظرات

0 نظر برای این پست ارسال شده است.