داغ‌ترین‌ها

آذرخشی در ظلمت

آذرخشی در ظلمت

Jan 19, 2019

78 بازدید

0 نظر

زندگی نامه شهید نواب صفوی

در سال 1303 هجری شمسی سید مجتبی میرلوحی مشهور به نواب صفوی، در محله خانی آباد تهران، در خانواده ای متدین به دنیا آمد. پدرش، سید جواد، از خاندان میرلوحی و خود در کسوت روحانیون بود و مادرش را از دودمان صفوی دانسته اند. سید مجتبی هنوز کودک بود که پدرش، به دنبال فرمان رضاشاه مبنی بر ممنوعیت لباس روحانیت به منظور کاستن نفوذ و اقتدار علما لباس روحانی را رها کرده و به وکالت در عدلیه پرداخت و به هنگام اشتغال به همین شغل بود که گفته می شود روزی با علی اکبر داور وزیر وقت عدلیه درگیر شد و در نتیجه به دستگیر شده به تحمل سه سال زندان محکوم گردید. وی کوته زمانی پس از انقضای مدت محکومیت و آزادی از دنیا رفت و سرپرستی سید مجتبی که در این زمان نه سال داشت بر عهده دایی او سید محمود نواب صفوی قرار گرفت که او نیز در عدلیه کار می کرد و از همین زمان است که احتمالا برای درامان ماندن مجتبی از تبعات فرزندی یک محکوم، نام خانوادگی مادرش را بر او نهاد و او با عنوان نواب صفوی شهره شد.

ناب ناب مثل نواب

نواب صفوی، سید مجتبی

سید مجتبی نوّاب صفوی روحانی ظلم ستیز

شهید نواب صفوی؛ تجلی غیرت دینی و ملی

به بهانه سالروز شهادت نواب صفوی

مهاجرت های شهید سید مجتبی نواب صفوی

بینش ها و تفکرات شهید نواب صفوی

شهید نواب صفوی، اندیشه و بینش سیاسی خاصی داشت که برگرفته از آموزه های اسلام بود. نواب همچون سیدجمال الدین اسدآبادی، به جهان وطنی معتقد بود. او هر مکانی را که آماده شنیدن سخن حق و حرکت اسلامی می دید، بی هیچ تردیدی، پایگاه جهاد با کفر قرار می داد. در پیمان سنتو که از سوی امریکا و انگلیس بر ایران تحمیل شده بود، تلاش بر این بود که ایران را به صورت پایگاه نظامی امریکا و در راه تقویت غرب درآورند. نواب صفوی با بینش سیاسی الهی خویش دریافته بود که این پیمان، به صلاح امت اسلامی نیست. از این رو، با انتشار بیانیه ای، مخالفت خویش را آشکار کرد. در بخشی از این بیانیه آمده است: «مصلحت مسلمین دنیا، پیوستن و تمایل به هیچ یک از دو بلوک نظامی جهان و پیمان های دفاعی نبوده، باید برای حفظ تعادل نیروهای دنیا و استقرار صلح و امنیت، یک اتحادیه دفاعی و نظامی مستقلی تشکیل داد».

بر ستیغ ایمان (شهادت سیدمجتبی نواب صفوی)

عرشیان فرش نشین(پیشاهنگ جهاد و شهادت شهید نواب صفوی)

نواب صفوی، آذرخشی در ظلمت

چکامه ای در پاسداشت نوّاب

مبارزات شهید نواب صفوی

شهید نوّاب صفوی در واقع مبارزه خود را در سنین شانزده و هفده سالگی، از مدرسه صنعتی تهران شروع کرد. او و دوستانش تظاهراتی علیه نظام شاه به راه انداختند و به طرف مرکز شهر حرکت کردند و در مسیر راه مردم بسیاری به آنان ملحق شدند و جمعیت انبوهی را تشکیل دادند. نوّاب در جمع تظاهرکنندگان خشم و نفرتش را علیه حکومت مستبد شاه ابراز داشت. با مداخله پلیس جمعیت پراکنده شد و نوّاب صفوی به جرم تحریک احساسات مردم تحت تعقیب قرار گرفت؛ امّا تلاش جدّی و عملی او بعد از مراجعت از نجف اشرف شروع شد. او به منظور از بین بردن احمد کسروی و مبارزه با ظلم و دفاع از ارزش های دینی حرکتی نو را شروع کرد.

پاسدار شرف

نگاهی به مبارزات شهید نواب صفوی

اسوه فداکاری شهید نواب صفوی

تکبیر سرخ، شهید نواب صفوی

تکبیر،گلوله، پرستو

آذرخشی در تاریکی

شهادت نواب صفوی

یاران شهید نواب صفوی و فدائیان اسلام

بعد از شهریور 1320، وقتی که احمد کسروی در جهت ترویج فرهنگ غربی به جان مسلمانان افتاده بود نواب صفوی ابتدا به سراغ کسروی رفته او را از بابت کتاب هایی که می نویسد و مطالبی که به اسلام نسبت می دهد نهی می کند که بی تاثیر می ماند. سرانجام او موجودیت فدائیان اسلام را از طریق اعلامیه رسمی با جمله «هوالعزیز» و تیتر «دین و انتقام » اعلام کرد. او در نخستین اقدام، کسروی را به هلاکت رساند. بعدها نیز این گروه «هژیر» را اعدام انقلابی می کنند. اعدام انقلابی «رزم آرا» نیز از سایر اقدامات این گروه بود. البته این گروه کارهای فرهنگی ارزنده ای نیز انجام می دادند که از آن جمله تشکیل جلسه های تفسیر قرآن و اسلام شناسی بر اساس مکتب تشیع بود. شهید نواب صفوی ـ رهبر جمعیت فداییان اسلام ـ روحانی متعهد و مسئولی بود که سرانجام در پی مجاهدت ها و رنج و اسارت ها و شکنجه های فراوان، در 27 دی ماه 1334 به همراه سه تن از یاران فداکارش، شهید خلیل طهماسبی، سیدمحمد واحدی و مظفر ذوالقدر به درجه والای شهادت رسیدند.

فداییان اسلام؛ معرفی عناصر اصلی، اندیشه های سیاسی و عملکردها

فدائیان اسلام و انقلاب اسلامی

رادیکالیسم اسلامی در ایران معاصر؛ شهید نواب صفوی و جمعیت فدائیان اسلام

واحدی، سیّدمحمد

عراقی، شهید حاج محمد مهدی

گفتگو با دکتر محمدمهدی عبدخدایی دبیر کل جمعیت فداییان اسلام

بازمانده نسل شجاعان

شهید نواب صفوی از نگاه دیگران

یکی از چیزهایی که در تاریخ معاصر ما متأسفانه به کلی به دست فراموشی سپرده شده همین است که تأثیر جریان نواب و حضور نواب را در روی کار آمدن حکومت ملی دکتر مصدق ندیده گرفته. این را بدانید که اگر مرحوم نواب نبود و تلاش های آنها نبود و ارعابی که آنها در محیط جو هیأت حاکمه بوجود آورده بودند یعنی دستگاه سلطنت، نبود ممکن نبود که به آن شکل بتوانند حکومت را بدهند به مصدق، دکتر مصدق در اوایل کارش به طور آشکار متکی بود به گروه فدائیان اسلام و مرحوم کاشانی این را آشکارا هم می کرد البته آنها طرفدار مصدق به عنوان مصدق نبودند طرفدار آن چیزی بودند که ترکیب مصدق-کاشانی آن را ارائه می داد یعنی یک حکومت ضد استبدادی و ضد سلطنتی دینی، این بود دیگر، ترکیب کاشانی و مصدق اینجوری بود، البته این ضدها باز هم مصداق داشت، ضد سلطنتی، ضد استبدادی، ضد انگلیسی، این خصوصیت آن چیزی بود که از مجموعه مصدق و کاشانی بوجود میآمد و منعکس می شد در خارج.

مبارزات شهید نواب صفوی در محضر علماء و مراجع

گفتگو با آیت الله خامنه ای درباره شخصیت شهید نواب صفوی

بنال بلبل عاشق که جای فریاد است(1) (2) (3)

خطابه ای چون خطبه زینبیه

گفتگو با خانم فاطمة السادات میرلوحی فرزند شهید سیدمجتبی نواب صفوی(1) (2)

اسلام باید مطرح باشد نه قومیت

النوّاب و ما أدراک ما النوّاب/ 27 دی­ماه؛ گرامی­داشت شهادت سید مجتبی نواب صفوی

در سایه خاطرات

نواب یک سفر آمد مشهد. برای اولین بار نواب را آنجا شناختیم و فکر می کنم که سال 31 یا 32 بود. ما شنیدیم که نواب صفوی و فداییان اسلام آمده اند مشهد و در مهدیه عابدزاده از اینها دعوت کرده بودند. یک جاذبه پنهانی مرا به طرف نواب می کشاند و بسیار علاقه مند شدم که نواب را ببینم. خواستم بروم مهدیه ولی نتوانستم بروم چون مهدیه را بلد نبودم. یک روز خبر دادند که نواب می خواهد بیاید بازدید طلاب مدرسه سلیمان خان که ما هم جزو طلاب آن مدرسه بودیم. ما آن روز مدرسه را آب و جارو و مرتب کردیم. یادم نمی رود که آن روز جزو روزهای فرا موش نشدنی زندگی من بود. مر حوم نواب آمد. یک عده هم از فداییان اسلام با او بودند که با کلاهشان مشخص می شدند. کلاه های پوستی بلندی سرشان می گذاشتند و با آن مشخص می شدند. اینها هم دور و برش را گرفته بودند و همراه با جمعیتی وارد مدرسه سلیمان خان شدند. راهنماییشان کردیم و آمدند در مدرس مدرسه که جای کوچکی بود نشستند. طلاب مدرسه هم جمع شدند. هوا هم گرم بود. تابستان بود ظاهرا یا پاییز، درست یادم نیست. آفتاب گرمی بود. ایشان هم شروع به سخنرانی کردند.

خاطره اولین دیدار رهبر معظم انقلاب با شهید نواب صفوی

خاطره ای از زبان علامه محمدتقی جعفری (قدس سره)

شهادت چشم باز می خواهد

رشحاتی از قلم

صدای رگبار گلوله در محوطه تاریک و وحشت آور زندان پیچید و بوی باروت، فضا را در بر گرفت. سحرگاه 27 دی ماه 1334، شاهد پرواز ابدی پرندگانی بود که بال های سپیدشان، با گلوله های خشم ناجوانمردان زمان، زخم برداشت؛ مسافرانی آزاده که خویشتن را به پرخطرترین جاده ها سپردند تا فرزندان این سرزمین، طعم آزادی را از پس سال ها استبداد و تیرگی بچشند. فدائیانی که اسلام را برگزیدند و در راه به بار نشستن این نخل تناور، با جان و دل، مجاهده کردند. شهیدان سرافراز، نواب صفوی، ذوالقدر، برادران واحدی و طهماسبی، نستوه مردانی بودند که شهادت را به بندگی و اسارت طاغوت ترجیح دادند و بهار شکوهمند بهمن 57 ریشه در خون پاک آنان دارد.

مطالب مشابه

بیشتر ببینید
ایستاده ایم!

تا طلیعه فجر

اینفوگرافی/  نگاهی به کودتای نوژه

مجموعه پوستر/ به روایت آقا/ واقعیت‌هایی پنهان از افول تمدنی غرب

خون به جوش آمده

موشن گرافیک/  ودیعه مقدس

موشن گرافیک/ پدر ایران نوین یا قاتل

اینفوگرافی/  نقش روحانیت در مقابله با کاپیتولاسیون

اینفوگرافی/ شاهنشاه فساد آفرین

رضاخان، قهرمان ضد ملت

ارادت ویژه امام به شیخ فضل الله نوری

نظرات

0 نظر برای این پست ارسال شده است.